فقه دولت: دولت سازی و دولت داری

اخبار و مطالب مربوط به فقه دولت سازی اسلامی

فقه دولت: دولت سازی و دولت داری

اخبار و مطالب مربوط به فقه دولت سازی اسلامی

فقه دولت: دولت سازی و دولت داری
صفحه ای صرفا برای گردآوری مطالب مربوط به فقه دولت سازی اسلامی بدون تایید و یا رد محتوای مطالب.
این صفحه از سلسله صفحات اینترنتی وابسته به "موسسه معارف و اندیشه تمدنی اسلام" می باشد.
/اندیشه تمدنی اسلام/
گزارش نقد و بررسی کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر»
نظریه دولت در فقه شیعه

گروه اندیشه: در جهان اسلام برخلاف مسیحیت، حوزه عمومی هیچ‌گاه حوزه حق تلقی نمی‌شده و به مسئله حقوق انسان فقط در حوزه خصوصی و مسائلی همچون حق معامله، حق کار و... پرداخته شده است. با این توضیح، نظر فقه درباره نظریه دولت مدرن چیست و فقها چه پاسخی به تحولات دولت داده‌اند؟ این پرسشی بود که داوود فیرحی در نشست نقد و بررسی کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» به آن اشاره کرد و آن را به همراه قداست‌زدایی از دستگاه فقه، انگیزه نگارش این کتاب پرمخاطب دانست. در این کتاب تحولات نظریه دولت در فقه از مشروطه تا به امروز بررسی شده است. این نشست در روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد. در ابتدا فیرحی در مورد ساختار و فرم کتاب گفت: «این کتاب با وجود اینکه دو جلدی است، اما یک پروژه یکپارچه است و انتشار جداگانه آن علت دیگری دارد. مباحث کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» از سال ١٢٨٥ تا امروز را شامل می‌شود که به اعتبار فکر سیاسی، آن را دوره جدید می‌نامم، در این سال دگرگونی‌هایی در ایران اتفاق افتاد که روی دولت و اندیشه سیاسی تأثیر زیادی گذاشت. تلاش من در این کتاب این بوده که این تحولات را از سال‌های ١٢٩٩ تا ١٣٢٠ و از ١٣٢٠ تا ١٣٥٧ و ١٣٥٧ تا ١٣٩١ بررسی کنم. جلد اول درباره موضوع‌شناسی است و در آن مباحثی مثل اینکه دولت جدید چگونه دولتی است و متفکران سیاسی و مذهبی آن را چگونه فهمیده‌اند، مطرح می‌شود.

بخشی از مباحث کتاب مرتبط به بحث حکم‌شناسی است. اگر بپذیریم فقه مهم‌ترین دانش عمل است، هرجا که عملی انجام می‌شود حکمی هم وجود دارد و رابطه عمل و حکم در دستگاه فقهی تعریف می‌شود. در قسمتی پاسخ فقها به تغییرات دولت را آورده‌ام. اولین نظریه درباره دولت در تاریخ تفکر غرب توسط افرادی مثل جان لاک و با ٢٠٠ سال تأخیر توسط مرحوم نائینی در کشور ما مطرح شد». فیرحی در ادامه این تحولات را سرمنشأ حقوق عمومی و انتقال مفهوم حق از حوزه خصوصی به حوزه عمومی دانست. به ‌دنبال آن دولت به قرارداد بین شهروندان صاحبان حق و حاکم تبدیل و شکل جدیدی از دولت ایجاد شد. در این زمان اتفاقاتی در فقه رخ می‌دهد که ریشه در درس شیخ انصاری دارد که بعد از آن توسط شاگردان شیخ ادامه داده می‌شود. نائینی با توضیح رابطه حق و حکم در دولت جدید دولت را دیگر دارای ماهیت سلطنتی، پلیسی و سلطانی نمی‌داند. در جلد اول کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» این موضوع شرح داده می‌شود که متفکران چگونه به این حق توجه کردند. فیرحی با اشاره به اینکه با شکست مشروطه، از این وجه دموکراتیک دولت در فقه کاسته شد، ادامه داد: «جلد دوم کتاب توضیح می‌دهدکه چه اتفاقی رخ داد که از سال ١٣٢٧ به بعد درک جدیدی از دولت ایجاد ‌شد. در آن دوره معضل ضرورت دولت متمرکز به وجود آمد که به مسائلی مانند معمای مالکیت و نفت برمی‌گشت. متفکران ایرانی با معضلی به نام معمای مالکیت مواجه شدند که پیش‌تر توسط مارکسیست‌های ایرانی مثل تقی ارانی و حلقه او مطرح شده بود. در فقه اموال عمومی مثل زمین‌ها، ‌دریاها، مخازن، نفت و... را انفال می‌نامند. اموال عمومی متعلق به معصوم هستند و شیعیان حق دارند هرکدام به اندازه کار خود از آن استفاده کنند. حقوق شیعه از قدیم این مباحث را قبول داشت، اما از دوره پهلوی به بعد ماشین وارد ایران شد و زمین به صورت نابرابر بین کسی که تراکتور داشت و کسی که بیل داشت تقسیم شد. سرمایه و ماشین بسیاری از معادلات را تغییر داد. در اینجا بود که بحث عدالت و ضرورت توزیع قبل از تولید، مطرح شد؛ یعنی منابع اولیه چگونه باید بین مردم توزیع شوند؟ پس بحث بلافاصله به نقش دولت کشیده شد و اینکه دولت باید تعادل ایجاد کند و جلوی نابرابری را بگیرد. این پرسش مطرح شد که دولت باید مشروع باشد تا عدالت را دنبال کند؟ این همان پرسشی بود که توسط افرادی مانند مرحوم طالقانی، امام خمینی(ره) و برخی روشنفکرانی مانند کسروی و شاگردان ارانی مطرح شده بود. سر این بحث نظریه‌های سیاسی باب شد؛ رابطه دولت با دین، دولت با فقیه، دولت با قانون موضوعه، دولت با شریعت و... بررسی شد و دوباره فکر سیاسی باز شد و گفت‌وگوها مطرح شد. مهم‌ترین حلقه گفت‌وگو، فقها بودند».
فیرحی با اشاره به تفاوت جلد اول و دوم کتاب گفت: «پایه دموکراتیک جلد نخست بالاتر است چون رخداد مشروطه این‌گونه ایجاب می‌کرده، اما در جلد دوم توضیح داده می‌شود آیا دوباره می‌توان دولت را به حالت تعادل بازگرداند؟ درواقع جلد دوم کتاب بحث دردشناسانه و پاتولوژیک دارد و هدف این است که دولت را رها نکنیم و فکر کنیم آیا می‌توان دولت را دوباره دموکراتیک کرد. به هر حال من نزدیک به هفت سال روی نگارش این دو جلد کتاب زمان گذاشته‌ام». او در انتها گفت: «سیاست مهم‌ترین پدیده‌ای است که روی سرنوشت ما اثر می‌گذارد. دولت از لحظه تولد تا بعد از مرگ برای ما تعیین می‌کند چه کنیم و چه نکنیم. دولت می‌گوید کی بخوابیم و بیدار شویم. چه دارویی بخوریم. از چه آبی بنوشیم و...؛ بنابراین دولت مثل هواست و اگر درباره آن درست نیندیشیم و قدسی برخورد کنیم با مشکل مواجه می‌شویم. یکی از راه‌های توسعه فقه، توسعه موضوعات است، وقتی چشم‌اندازها عوض شود چه فقیهان بخواهند و چه نخواهند فقه عوض می‌شود و کسانی که نخواهند به موضوعات جدید بپردازند به حاشیه کشیده می‌شوند».
اطاله کلام و بی‌حوصلگی مخاطب
در بخش دوم این نشست سعید عدالت‌نژاد محقق مطالعات اسلامی در مقام منتقد معتقد بود نگارش این اثر به‌دلیل اینکه به موضوع جدیدی می‌پردازد و پیش از این سابقه نداشته، کار بسیار سختی است: «باید قدردان فیرحی باشیم که وارد این حوزه شده چون شاید به تعداد انگشتان یک دست افراد متخصص و فراتر از یک مورخ صرف، در این حوزه نداریم». او با بیان اینکه کتاب حاضر ناظر به یک پژوهش است، گفت: پس ما با کتاب روبه‌رو نیستیم و با یک پژوهش روبه‌رو هستیم. وقتی سؤالی مطرح می‌شود باید ببینیم چه پاسخ و نظریه‌هایی معطوف به آن، امکان طرح دارد. ما باید با دولت مدرن چه کنیم؟ فقهی که شاید بیش از ٩٠ درصد آن حقوق خصوصی است، چطور می‌تواند درباره حوزه عمومی اظهار نظر کرده و حرف داشته باشد؟» او با تأکید بر اینکه اگر من جای مؤلف بودم تمرکزم را روی مواجهه فقها با دولت می‌گذاشتم، افزود: از این منظر دیدگاه‌ فقها را درباره موضوع بررسی می‌کردم تا کتاب قدری لاغرتر شود چون خواندن کتاب حجیم انگیزه بالایی می‌خواهد و سخت خوانده می‌شود: «آیا مخاطبان متخصصان بوده‌اند یا تحصیل‌کرده‌های غیرمتخصص؟ اگر متخصصان مخاطب بودند، می‌شد همه مطالب کتاب را در ٢٥٠ صفحه خلاصه کرد و خیلی از مطالب مطرح‌شده در کتاب ضرورت نداشت، حتی بدون اینکه مطالب تاریخی آن را حذف کنیم. اکنون حجم کتاب هزار صفحه است و بیان این همه مطلب ضرورتی ندارد؛ مثلا ١٨٠ صفحه ابتدایی کتاب را می‌توان در ١٠ صفحه خلاصه کرد و مخاطب نیازی به این تعریف‌های اولیه ندارد. به اعتقاد من در صفحه ١٨١ به نقطه ابتدایی بحث می‌رسیم». او همچنین درباره روش تحقیق در این کتاب گفت: «وقتی می‌خواهیم درباره مسئله‌ای نظریه مطرح کنیم، در روش تحقیق گفته می‌شود که در ابتدا باید بدانیم با چه مفاهیمی سر‌و‌کار داریم و بعد شبکه مفاهیم را بررسی می‌کنیم و می‌بینیم هر مفهوم چه چیزهایی را پوشش می‌دهد؟ وقتی چارچوب مشخص شد هر مفهوم بررسی می‌شود؛ برخی به تفصیل می‌آید و برخی به اجمال. وقتی این طراحی باشد، ما نیاز به مجموعه‌ای از اصطلاحات داریم. در برخی از جاهای کتاب هیچ اصطلاحی توضیح داده نشده است، در برخی موارد از قبل یا بعد از جایی که لازم بوده اصطلاح آورده شده است. نظریه همچون فونداسیون در مقایسه با اجزای آن است؛ پس باید به ترتیب ساخته شود. در مباحث علوم تجربی و فیزیک از الگو استفاده می‌کنیم، این الگوبرداری در علوم انسانی هم مطرح می‌شود. فیرحی نیز در این اثر از آن استفاده کرده، البته او واژه استعاره را به جای الگو به‌کار می‌برد. ما در این کتاب با الگوی نائینی برای تعریف دولت جدید، ارتباطش با مردم و برقراری دموکراسی مواجه می‌شویم». این منتقد در ادامه گفت: «پیش‌فرض فیرحی این است که فقه امر ثابت و مقدسی است. من موافق نیستم چون فقه هم متحول شده است. من اگر جای مؤلف بودم وارد بحث‌های نخستین جلد اول کتاب نمی‌شدم و تنها به این موضوع می‌پرداختم که فقها چگونه به دولت پرداخته‌اند. لازم نبود این همه نقل قول طولانی در کتاب وجود داشته باشد. مخاطب عادی حوصله خواندن این جملات را ندارد و مخاطب متخصص هم نیازی به این همه توضیح ندارد. از سوی دیگر برخی افراد که مؤلف را نمی‌شناسند، می‌توانند او را به خاطر اطاله کلام متهم به کتاب‌سازی کنند؛ بنابراین خواننده‌ای که ایشان را نمی‌شناسد ممکن است چنین فکری کند». او در انتها اِشکال عمده‌ای را که در نوشته‌های امروزی و حتی بین روزنامه‌نگاران وجود دارد، این نکته دانست که فارسی ما امروز یک فارسی جمع‌و‌جور نیست و پخش‌و‌پلا است: «می‌توان مطالب اضافی را در این کتاب حذف و آن را خوش‌خوان‌تر کرد».
۹۶/۰۸/۲۷
اندیشه تمدنی

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.